گنج

شمارهٔ ۸۷

اهلی کسیکه حکمت پنهان حق نیافتدارد فغان ز غصه و از عیب آه هم
بی عسریسرکی بود این سنة الله استشد مایه فرح غم درویش و شاه هم
ناگاه کودکی ببر ظلم پیشه ییپنهان ز مادر و پدر نیکخواه هم
گریند مادر و پدر اندر غم پسرکو بنده گشت بی سبب و بیگناه هم
غافل که بندگی سبب آن بود که اودر مصر جان عزیز شود پادشاه هم