گنج

شمارهٔ ۵۹

ایکه گویی که بحسن سخن من اهلیاضطرابی ننمود و لب تحسین نگشود
بخدایی که مرا گنج معانی داده ستکه بسرمایه کس همت من نیست حسود
لیکنم دیده و دل جان سخن می طلبدچکنم صورت بیجان دلم از کف نربود
گر تو نقشی بنمایی که دل از کف ببردکافرم گر نکنم پیش تو صد بار سجود