شمارهٔ ۴۸ قافیه: رزند۲ بیت بترس از غیرت سلطان عشق ای آنکه می پرسیکه بر خاک زمین دایم چرا افلاک میگردد به سر میشد ز مغروری زد او را عشق یک سیلیکه شد رویش کبود و تا ابد بر خاک میگردد