گنج

شمارهٔ ۱۶

بدو نیک و شاه و گدای و ملکهمه بندگانند بیگانه کیست
یکی را جهان میدهی سر بسریکی را جوی نیست چندانکه زیست
یک قاف تا قاف خوان می کشدیکی بهر یک لقمه نان خون گریست
چو قسمت بوفق عدالت بودنمیدانم افراط و تفریط چیست