شمارهٔ ۹۷۴
من سوخته خال و خط سیمبرانمپروانه شمع رخ زیبا پسرانم
شرح غم پنهان چه دهم زانکه چو لالهپیداست که از وادی خونین جگرانم
دارم نظر پاک اگر هیچ ندارمغافل مشو از من که ز صاحب نظرانم
این سلطنت و ملک مرا بس که همه عمردر گوشه میخانه بمستی گذرانم
اهلی اگر آنمه دگران را کشد از نازخود را بکشم من که نه کم از دگرانم