شمارهٔ ۹۶
عقده زلف تو سر رشته تقدیر من استچکنم عقده گشایی نه بتدبیر من است
درد مجنون و غم کوهکن از من رمزیستآیت عشقم و اینها همه تفسیر من است
حلقه کعبه بهل دست من مجنون گیرکه گشاده دل ازین حلقه زنجیر من است
کار من چون سگ کویت همه شب بیداری استمن مرید سگ آن کویم و آن پیر من است
همچو اهلی به عدم توسن همت رانماین قدر هست که عشق تو عنانگیر من است