شمارهٔ ۹۱۰
نقش پای او که محراب دعا می یابمشسجده شکری کنم در هر کجا می یابمش
زهره دیدن ندارم از جفای خوی اوگرچه با خود باز در عین وفا وی یابمش
جور خوبان آتش افروزست و مهر آتشفشاندر وفا آن ذوق نبود کز جفا می یابمش
بعد عمری چون گرفتم دامنش ندهم ز دستگر نگیرم کام از او دیگر کجا می یابمش
خانه یی کز برق دیدار بتی روشن نگشتگر حریم کعبه باشد بی صفا می یابمش
من نمیدانم که جانست اینکه دارم یا خیالزین دو بیرون نیست باری آشنا می یابمش
بر سر کوی مغان اهلی به کنج عافیتپادشاه وقت بود اکنون گدا می یابمش