شمارهٔ ۸۷
گر کعبه نشین بامن مستش سر ناز استالمنه لله که در میکده بازست
ای خواجه تو از ناز بر افلاک کشی سردرخاک نشستن صفت اهل نیازست
محبوب دل آنست که چشمش سوی خود نیستمحمود از آن سوخته عشق ایاز ست
سررشته به زنجیر جنون می کشد از عشقکوتاه کنم قصه که این رشته درازست
اهلی به حقیقت رسی از عشق مجازیگنجی است حقیقت که کلیدش ز مجاز است