شمارهٔ ۸۶۳
اشارت تو بجان دادنم بشارت بسمرا به تیغ چه حاجت همین اشارت بس
چنان بشارت وصل تو شادمانم کردکه گر تو نیز نیایی همین بشارت بس
چو کشته تو شوم بر مزار من بخرامکه خونبهای من ایدوست این زیارت بس
شهید خانه خراب تو خاک منزل ساختدرین سراچه فانی همین عمارت بس
بخون دیده کنم سجده بتان اهلینماز همچو منی را همین طهارت بس