شمارهٔ ۸۴۰
ای بی تو روزم از شب غم جانگدازترشب از هزار روز قیامت دراز تر
شمشاد و سرو اگرچه سرافراز عالمندنخل قد تو از همه شد سرفراز تر
بیچاره کرد عشق توام گرچه پیش ازیناز عقل من نبود کسی چاره سازتر
ساقی بیار باده که آن ترک تند خودر مستی از فرشته بود دلنواز تر
از هرچه هست ای شه حسنی تو بی نیازوز سیم اشک و روی چو زر بی نیازتر
اهلی تو غم ز آتش دوزخ چه میخوریدوزخ کجاست ز آتش غم جانگدازتر