گنج

شمارهٔ ۸۰۵

اگر آن پری بعاشق نظر از وصال داردز کرشمه اش که داند که چه در خیال دارد
دل تیره بخت مارا چه سعادتی ازین بهکه ز ما برید و اکنون بتو اتصال دارد
مرو ای پری ببستان دل گل بخون مگردانکه بسینه خارخاری گل از آن جمال دارد
غم هجر اگر رساند همه را بحال مردنتو کجا ز ناز پرسی که کسی چه حال دارد
به کسی نمی نماید خضر آب زندگانیز لب تو آب حیوان مگر انفعال دارد
بزمین رقیب ترسم که فرو رود چو قارونکه کمال سر گرانی ز غرور مال دارد
به سگش چگونه اهلی ز کمال خود زند دمکه به نسبت سگ او صفت کمال دارد