شمارهٔ ۸
از قبول دگران طبع ملول است مراور تو رد می کنیم عین قبول است مرا
خیره چشمی است بخورشید جمال تو نظرچکنم مردمک دیده فضول است مرا
بروای همدم و بر من مفکن سایه مهرکه دل از سایه خود نیز ملول است مرا
مهل ای گریه که گردی رسد از من بدلیچند روزی که در این خانه نزول است مرا
اهلی از نامه سیاهی چه امید باشدگر امیدی است هم از لطف رسول است مرا