شمارهٔ ۷۹۷
حسنت که ذره را مه تابنده میکندبرقی است تا چراغ کرا زنده میکند
من کیستم که لطف تو خواند سگ خودممار ا کمال لطف تو شرمنده میکند
خود را بظل عشق رسان کاین همای بختمرغ خرابه طایر فرخنده میکند
ساقی ز بسکه لطف کند جام لاله گونچون نرگسم ز شرم سرافکنده میکند
محمود باد عاقبت حسن آن پسرکو پادشه برغبت خود بنده میکند
سرو من از میان جوانان مباد گمکو سایه بر فقیر کهن ژنده میکند
خورشید چرخ را نرسد سایه یی زیاراین مرحمت به اهلی درمانده میکند