گنج

شمارهٔ ۷۳۸

گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اندجرعه دردی بما هم دردمندان داده اند
آنهمه خوبی که یوسف داشت در مصر جمالاز ملاحت دلبر مارا دو چندان داده اند
شاخ گل میافتد از رشک سهی قدان بخاککاینهمه شوخی باین بالا بلندان داده اند
پیش آن مژگان ساحر سامری گوساله استبازی صد سامری آن چشم بندان داده اند
آب چشم و آتش آ]م نگیرد در دلشچون کنم کاو را دل سختی چو سندان داده اند
ازغم هجران بمردن رست جان و خرم استچون کسی کاو را خلاص از بند و زندان داده اند
رفت اهلی از جهان چونشمع خندان لب برونجان بجانان عاشقان سرمست و خندان داده اند