گنج

شمارهٔ ۷۱۵

صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذردخواری بلبل سرآید خوبی گل بگذرد
عشق شیرین از هزاران خسرو شیرین به استحسن معنی جو که این حسن و تجمل بگذرد
گرچه دشوارست کار غم توکل بر خداکار ما شاید به اخلاص و توکل بگذرد
در بیابان فنا مجنون سر گردان عشقگم نشد زان سان که کسرا در تخیل بگذرد
اهلی از جورش زبان بگشا تحمل تا بکیچاره فریادست چون کار از تحمل بگذرد