شمارهٔ ۶۹۳
سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گرددبغرقاب غمم زین بحر یارب زود برگردد
جراحتها که از تیرت مرا در سینه چاک استبناحق میخراشم دمبدم تا تازه تر گردد
چنین کافتاده ام دور از تو اینم زنده میداردکه هر جا بنگرم شکل توام پیش نظر گردد
سمند خویش اجولان مده جز پیش مشتاقانکه گر گردی برآید عاشقان را تاج سر گردد
ترا نادیده عیب اهلی مسکین کند هر کسبر افکن برقع از عارض که عیب او هنر گردد