شمارهٔ ۶۵۶
گویند که با غیری وین گرچه یقین باشدمیدانم و میگویم شاید نه چنین باشد
در پای تو از بختم امید بود مردناین غایت امید است گر بخت برین باشد
در کوی غم از مجنون پیشیم و تو پس دانیاین پیش و پسی ظاهر در روز پسین باشد
عشق تو نمی گنجد در جان و دل خرمهر کس که ترا خواهد باید که حزین باشد
چون غمزه چشم تو شد گوشه نشین اکنونهر فتنه که برخیزد از گوشه نشین باشد
لعلت که به کوثر زد از خاتم خط مهریگنج دو جهان او را در زیر نگین باشد
شد نکته غم اهلی سر دفتر عشق اولیک نکته ازین دفتر گفتیم و همین باشد