شمارهٔ ۶۴۴
نسیم باد بهارم بهوش می آردنوای فاخته خونم بجوش می آرد
گل امید نخواهد شکفت دل خوشدارکه این پیام به گوشم سروش می آرد
خجل ز موی سفیدم که مو کشان بازمز خانقه بدر میفروش می آرد
صبا حدیث تو میگفت و بلبل افغان کردخراش این سخنم در خروش می آرد
حریف عربده جو را بکوی دوست فرستکه عشق بازش از آنجا خوش می آرد
مرید پیر مغانم که محتسب پیششسبوی دردکشان را به دوش می آرد
مهی که میخورد و چنگ زهره گوش کندکجا حکایت اهلی به گوش می آرد