گنج

شمارهٔ ۶۴۳

ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شدبیار باده وگرنه هلاک خواهم شد
اگرچه شکرت آلوده نیست ای ساقیچون لب نمب نهی اندیشه ناک خواهم شد
سرم که خاک رهت نیست بهر خدمت توستوگرنه عاقبه الامر خاک خواهم شد
کنون که پده ز ناز من برافکندیبسجده پیش تو بی ترس و باک خواهم شد
کجا به میکده تر دامنی کنم اهلیکه پاک آمدم اینجا و پاک خواهم شد