شمارهٔ ۶۳۶
به هر ناجنس چون طوطی دل ما کی سخن داردکسی همرنگ ما باید که ما را در سخن آرد
غیورست آن شه خوبان و غیر اینجا نمیگنجدکسی گیرد عنان او که دست از خویش بگذارد
به غیر از عشق خونخوارت کسی غمخوار ما نبودسر مجنون به غیر از ناخن شیران که میخارد؟
رسید آن جنگجو مست و عرق میبارد از عارضدلا در گوشه یی بنشین که هر سو فتنه میبارد
دل ما خرمن عشق است و ما خود خوشه چین اهلیچه غم داریم اگر ما را به یک جو خواجه نشمارد