شمارهٔ ۶۳۵
گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کندتوسن نازش ز خوبی باز تندیها کند
قطره یی از اشک خود در ساغرش خواهم فکندباشد این تخم محبت در دل او جا کند
جلوه طاووس حسنش صید شاهان میکندمن که درویشم بسوی من کجا پروا کند
با چنین حسن و ملاحت وه چه خوش میزیبدشگوشه چشمی که سوی ما باستغنا کند
چون نسازد با غمش اهلی که گر گردد ملکهمچو او حوری پریوش از کجا پیدا کند