شمارهٔ ۶۲۵
جز در حرم کوی تو دل خانه نگیردمرغ دل ما انس به بیگانه نگیرد
من عاشقم از می زدنم عیب نشایدصاحب خرد این نکته بدیوانه نگیرد
از دانه اشکی که فشانم بسوی صیدکس مرغ بهشتی بچنین دانه نگیرد
در عشق بتان شرح بلا غایت خامی استدل سوخته هنگامه بر افسانه نگیرد
هر کی که چشد چاشنی درد محبتدرمان نبود تاره میخانه نگیرد
از پرتو خورشید فلک بیش برد فیضدرویش اگر رخنه ویرانه نگیرد
اهلی اگر آن شمع بپروانه زد آتشباشد که در او آتش پروانه نگیرد