شمارهٔ ۵۵۳
عیسی گذاشت دنیا، قارون اسیر او شدآن بر فلک برآمد این در زمین فرو شد
آب حیات وصلت تا روزی که گردد؟نقد حیات ما را باری به جستجو شد
باصولجان عشقت مارا چه چاره باشدجایی که چرخ گردون سرگشته همچو گو شد
چون خاک میشود تن خوش وقت آنکه دایمدر کوی می فروشان خاک مس سبو شد
ساقی ز درد دوشین جز درد سر چه گوییمی ده که عمر اهلی ضایع به گفتگو شد