گنج

شمارهٔ ۵۵۰

سوی که روم من؟ که دلم سوی تو باشدروی که ببینم؟ که به از روی تو باشد
سرو چمن کیست که ماند بقد تو؟شمشاد که؟ چون قامت دلجوی تو باشد
محراب پرستشگه ترسا و مسلمانچون نیک ببینم خم ابروی تو باشد
کوی تو بهشتی است پر از طرفه غزالانخوش وقت حریفی که سگ کوی تو باشد
مو، تیغ زند بر تنم از غیرت عشقتکاین سوخته دل زنده چه بی موی تو باشد
باران غم بر سر و در آتش قهرماینها همه از نرگس جادوی تو باشد
بردوش تو اهلی نشد آن دست حمایلآن نیست کمانی که ببازوی تو باشد