گنج

شمارهٔ ۵۳۵

چون گل روی تو را آتش می تاب دهدعارض پر عرقت چشم مرا آب دهد
سوی مسجد مرو ای قبله من ورنه امامرو بسوی تو کند پشت به محراب دهد
نرگس مست تو ای شوح چه مشرب داردکه به بیگانه می و زهر با حباب دهد
گر چنین سیل دمادم رود از دیده ماعاقبت گریه ما خانه بسیلاب دهد
اهلی ایمن نشود از تو گرش جام دهیکاین شراب آن دم آبی است که قصاب دهد