گنج

شمارهٔ ۵۲۷

دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شودبه یک نظر که به بیند ترا چه سیر شود
مرا چه غم که رقیبت چو سگ گشاد دهانکسی که مست تو شد در دهان شیر شود
من از هلاک خودم نیست غم از آن ترسمکه ترک مستی و چشمت بخون دلیر شود
گرفت در گلویم آب خنجر تو اجلنهشت آنقدرم کز گلو به زیر شود
ز درد عشق تو چون به نمیشود اهلیاگر هلاک شود زود به که دیر شود