گنج

شمارهٔ ۵۲۶

جایم بروز واقعه پهلوی او کنیداو قبله من است رخم سوی او کنید
نخلی برآورید بلند و به سایه اشخاکم بیاد قامت دلجوی او کنید
محراب وار بر سنگ مزار مننقشی بصورت خم ابروی او کنید
در بیستون برید مرا پیش کوهکنجای شهید عشق به پهلوی او کنید
بوی وفا اگر نشنیدید از کسیبویی بخاک تربتم از بوی او کنید
زنار بت پرستی خود می برم بخاکیعنی که رشته کفنم موی او کنید
در شیشه یی کنید کلاب سرشک منوانرا که یار کشت کفن شوی او کنید
تلقین من که هندوی زنار بسته امحرفی ز سحر نرگس جادوی او کنید
تعویذ دوستی است که اهلی نوشته استاین را بیاد گار ببازوی او کنید