گنج

شمارهٔ ۵۱۹

محرومی ما جز گنه بخت نباشدورنی دل کس نیز چنین سخت نباشد
گر در سر و سامان زدم آتش مکنم عیبآنرا که جگر سوخت غم رخت نباشد
هرگز نپذیرد رقم نقش محبتهر سینه که چون آینه یک لخت نباشد
از شوق تو در سر هوس خاک نشینی استآنرا که سر تاج و دل تخت نباشد
از تیرگی بخت شدی اهلی از او گمیارب که کسی چون تو سیه بخت نباشد