شمارهٔ ۴۹۴
کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بودعاشق آن باشد که چون پروانه در آتش رود
کور کن ایگریه بی یارم که چون یعقوب چشمکور بهتر زانکه بی یوسف بعالم بنگرد
بهر کام دل اگر بر جان نشانی نخل عشقغیر بار دل عجب گر میوه یی بارش بود
عاشقی تلخ است و مارا تلخ تر کان نوش لبمی خورد با غیر و از غیرت دل ما خون خورد
کار اگر با غیرت مرد آزما افتد ز عشقزن به از فرهاد اگر از جان شیرین نگذرد
نیست در دستم سر مویی ولیکن همتمیکسر مویت بملک هر دو عالم میخرد
هرکه چون اهلی هلاک لعل جانبخش تو شدکافرم گر منت از عیسی مریم می برد