گنج

شمارهٔ ۴۷۷

وصل ما یکنفس از روی نکویی باشدبلبل از صحبت گل مست ببویی باشد
زندگی چیست کناری و لبی بوسیدنخاصه آنهم بکنار لب جویی باشد
دشمنم طالع خویش است که یارم سازدهر کجا سنگدل عربده جویی باشد
با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرابخلاف همه کس عادت و خویی باشد
گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس استگرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد