گنج

شمارهٔ ۴۲۲

رسید یار و دلم بی قرار خواهد کردفغان که گریه مرا شرمسار خواهد کرد
باعتقاد قدم نه چو کوهکن در عشقکه اعتقاد تو در سنگ کار خواهد کرد
مگو که شمع بجمالت بپرده خواهد ماندکه حسن جوهر خود آشکار خواهد کرد
اگر وفای بتان را من اعتماد کنمدرین سخن که مرا اعتبار خواهد کرد
به تیرگی همه عمرم گذشت از آن امیدکه برق وصل تو روزی گذار خواهد کرد؟
کسی که صید کمند وفا چو مجنون استبعاقبت سگ لیلی شکار خواهد کرد
بزهد و توبه کی از دوست بگذرد اهلیکه گر فرشته شود ذکر یار خواهد کرد