شمارهٔ ۴۱۵
مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کردمسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد
کار می و معشوقه سراسر همه سودستاز کس نشنیدم که درین کار زیان کرد
المنه لله که در صید گه عشقتیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد
باور نکنم من که پری تو بحسن استحسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد
شاید که دل کوه بفریاد در آیدامروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد