شمارهٔ ۴۰۸
نالهٔ من جان غمپرورد میداند که چیستزخم دل سخت است صاحب درد میداند که چیست
مست ناز است آن بت سنگیندل فارغ ز عشقکافرم گر آه گرم و سرد میداند که چیست
گرچه لیلی همچو مجنون چاشنی از عشق یافتعاشقی لیلی چه داند مرد میداند که چیست
موجب وصل طبیب ماست روی زرد ماخسته دل قدر روی زرد میداند که چیست
قدر اهلی را که میداند که گرد راه اوستاو که گرد انگیخت هم در گرد میداند که چیست