شمارهٔ ۳۹۹
آنکس طلبد کعبه که بیگانه عشق استگر عاشق و مستی همه جا خانه عشق است
ای عقل تو و مسجد معموره تقویماییم و خرابات که ویرانه عشق است
از بحر وجود و صدف سینه آدممقصود خدا گوهر یکدانه عشق است
در مدرسه و صومعه و دیر و خراباتحرفی که شنیدی همه افسانه عشق است
با اینهمه هشیاری و عشقی که ملک راستدل شیفته شیوه مستانه عشق است
مشکن دل دیوانه ام ای شیشه گردوناز وی بحذر باش که دیوانه عشق است
اهلی اگرش ساغر جم نیست همین بسکز درد سفالی سک میخانه عشق است