گنج

شمارهٔ ۳۶۸

عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشتآه اگر دور از تو عمر من چنین خواهد گذشت
ای سهی قامت چو جولان آوری بر خاک منصد قیامت بر سرم زیر زمین خواهد گذشت
گر کمین بر صید دولت کرده یی بیدار باشچشم تا برهم زنی صید از کمین خواهد گذشت
سیل اشک از دیده من سر بصحرا کرده استتاچها بر مردم صحرانشین خواهد گذشت
گر سر ما لایق فتراک آن خورشید روستزین شرف مارا سر از چرخ برین خواهد گذشت
شادی و غم هردو را بنیاد بر باد هواستتا نگه کردی هم آن اهلی هم این خواهد گذشت