شمارهٔ ۳۶۲
دور از تو شب و روز مرا خواب حرام استمن خود چه شناسم که شب و روز کدام است
شد نامزد از عشق توام محنت عالمیا محنت عالم همه را عشق تو نام است
از سنبل زلفش حذر ای آهوی دل کندانسته رو این راه که اینجا همه دام است
تا در پی کامی همه نا کامیت آیددست طمع از کام چو شستی همه کام است
ما گرچه هلالیم و حریفان همه بدرندچون نیک ببینی همه را کار تمام است
صاف می کوثر دهدم پیر خراباتوز دوست هنوزم طلب دردی جام است
فریاد، که اهلی علم داد برآورداز آتش آهش که بلند از لب بام است