شمارهٔ ۳۳۳
بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیستبالله که بی روی تو در کعبه صفا نیست
خواهم سخنی گفت مرنج ای گل رعناحیف است که با چون تو گلی بوی وفا نیست
ما اهل وفاییم و زجور تو ننالیمجایی که وفا هست غم از جور و جفا نیست
هر نکته خوبی که خدا داد به خوبانجز مهر و وفا هیچ نبینم که ترا نیست
تا روی تو دیدیم دمی نیست که مارارویی بسوی قبله و دستی بدعا نیست
هرچند که صد مرده کنی زنده چو عیسیتا جان ندهد عاشق دلخسته دوا نیست
اهلی سگ کوی تو شد ای کعبه مقصودصید حرم است او مکشش چونکه روا نیست