گنج

شمارهٔ ۱۷۸

شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیستگرنه سر گرم تو شد سوز و نیاز اینهمه چیست
صد کنار از غم سرد تو پر آب است ز اشکبکناری بنشین شوخی و ناز اینهمه چیست
گر بمحراب حقیقت بود ابروی بتانسجده اهل حقیقت به مجاز اینهمه چیست
ای خضر گر نشوی کشته آن آب حیاتخود بگو خاصیت عمر دراز اینهمه چیست
ماچو در پای تو نقد دو جهان یافته ایمچشم شوخ تو بما شعبد باز اینهمه چیست
اهلی،آن عهد شکن گرنه پشیمان زوفاستخشم و نازش بمن غمزده باز اینهمه چیست