شمارهٔ ۱۷۷
ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماستبر جرم عاشقی همه عالم گواه ماست
از شوخی نظر دل ما خون بریختهر بد که کرد دیده ما پیش راه ماست
ما برق آه خود بفلک بر کشیده ایمجرم ستاره سوختگی هم گناه ماست
گر در ره وفا نکنیم استخوان سفیدپس وای بر خجالت روی سیاه ماست
از آفتاب حسن تو شب در جهان نماندمارا اگر شبی است هم از دود آه ماست
دشمن که قصد کشتن ما آرزو کندبدخواه حال ما نبود نیکخواه ماست
تاب نظر نیاورد آن گل زناز کیاهلی نگه مکن که ملول از نگاه ماست