گنج

شمارهٔ ۱۳۹۳

۵ بیت
باشد ای دل همدمان دوست یار خود کنیتا به دام صحبتش روزی شکار خود کنی
ای که با یاران به عشرت برده‌ای عالم ز یادوه چه یاد از عاشق امیدوار خود کنی
آه از آن شادی که ناگه از درم آیی درونبعد از آن کم نا امید از انتظار خود کنی
آرزو دارم که گاهی بگذری بر خاک منگرچه میدانم که ننگ از خاکسار خود کنی
با حریفانت قرار وصل و اهلی بیقرارشاید ارهم رحمتی بر بیقرار خود کنی