شمارهٔ ۱۳۴۷
کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجویمحمل از چرخ مخواه و شتر از بام مجوی
وعده کام ز شیرین دهنان هست هلاکیاد ناکامی فرهاد کن و کام مجوی
همدم خاص سگ او شو و بگریز ز خلقیعنی امید دل از دوستی عام مجوی
هرکه در بند کسی نیست گرفتار خودستصید زلفش شو و آزادی ازین دام مجوی
عمر خود صرف مکن در طلب آب حیاتباده پخته خور و آرزوی خام مجوی
سگ او شو بنهان اهلی و شهرت مطلبنام خود گم کن و چون بوالهوسان نام مجوی