شمارهٔ ۱۳۰۴
آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودیکافر دل این زمانی، هرگز چنین نبودی
حسنت قیامتی شد از خط، اگرچه دائمخوش بودهای ولیکن خوشتر ازین نبودی
گفتم فزود حسنت، نی! عشق من فزون شدورنی تو سرو نازی، کی نازنین نبودی؟
امروزت از چه نرگس مخمور خوابناکستگر زانکه با حریفان شب همنشین نبودی
از چشم زخم طالع رفت آن غزالم از کفای بخت بد تو ما را کی در کمین نبودی
دی بر زمین خرامش دیدم چو سرو نازیای دیده حیف کانجا خاک زمین نبودی
مَفروش لاف مستی اهلی که تا تو هستیاز خرمن نکویان جز خوشه چین نبودی