شمارهٔ ۱۲۶
امروز در لطف به روی همه بازستکان نرگس سرمست به سوی همه بازست
تا جرعه جام تو نصیب که کند بخت؟کاندر پی این جرع گلوی همه بازست
ازدر سگ کویت نرود با همه خواریهر چند در عیش به روی همه بازست
در بزم حسودان مدهم جرعه آن لبکانجا دهن بیهده گوی همه بازست
نومید مرو اهلی ازین در که رهم نیستبازآ که در دوست به روی همه بازست