شمارهٔ ۱۱۸۸
مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردندرون مدعی مشکل که پاک از کین توان کردن
نه از باد هوا هرکس ازین گلشن برد بوییبصد خون جگر چون گل نفس مشکین توان کردن
اگر خون جگر باشد که مشک چین شود امانه هر خون کز جگر پالود مشک چین توان کردن
تو زان من نخواهی شد مگو خواهم شدن باریبدین حیلت مگر دل را گهی تسکین توان کردن
شنیدم زیر لب دایم دعای مردنم گوییهمه عمر از هوای این دعا آمین توان کردن
مرا یاد تو ایمان است و اینم زنده میدارددریغا بعد مرگ این نکته را تلقین توان کردن
میسر کی شود خواب فراغت در جهان اهلیمگر خشت در میخانه را بالین توان کردن