گنج

شمارهٔ ۱۱۵۲

وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدندل که بود آسوده دیگر غرق خون خواهد شدن
اینچنین کان روی زیبا در نظر آید مراچهره‌ام زرد و سِرشکم لاله گون خواهد شدن
من نظر پوشم مبادا در دلم آید درونگر حریف اینست در جان هم درون خواهد شدن
زین کشش گر مهر او دارد دل من دور نیستگر ز کنج عافیت دیگر برون خواهد شدن
گر کشد زین دست اهلی حلقه زلف بتانعاقبت سر حلقه اهل جنون خواهد شدن