شمارهٔ ۱۱۲
وقت طرب ایام گل و موسم کشت استمیخانه ما در همه ایام بهشت است
بی یاد تو در هیچ مقامی نه نشستمگر گوشه محراب و گر کنج کنشت است
سر تا قدمی روشنی دیده چو خورشیدایزد تن پاکت مگر از نور سرشتست
آدم به چنین خوبی و عیسی نفسی نیستحقا که پری هم سخنش پیش تو زشت است
چون دوخته گردد دل صد چاک تو اهلیچون رشته مقصود ترا چرخ نرشتست