شمارهٔ ۱۱۱۵
ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیمچون بهشتی صورتی دیدم قیامت میکنم
ذکر دل گر میکنم بر من گمان دل مبرمن حدیثی با تو از روز سلامت میکنم
میکنم عرض نیازی گر سگت را جان دهمتا نپنداری که اظهار کرامت میکنم
مستم و دیوانه و حسن پری پیش نظرلاجرم خود را برسوایی علامت میکنم
سجده بت کردم و آتش زدم در خانقهکافرم گر هیچ پروا از ندامت میکنم
غرقه بحر غمم از اضطرابم چاره نیستمن نه بیصبری ز راه استقامت میکنم
گرچه درویشم چو اهلی همتی دارم بلندزان سبب میل بتان سرو قامت میکنم