شمارهٔ ۱۰۷
باز از سر زلف دل آشفته خبر یافتهر رشته مقصود که گم کرد، دگر یافت
صد قافله گر سعی برد در ره کعبهدر کعبه رسد آنکه سر کوی تو دریافت
در ظلمت هجران تو با مشعل خورشیدنتوان ز دل گمشده یک ذره اثر یافت
یعقوب برد روشنی دیده زیوسفهر کس که نظر یافت درین راه نظر یافت
سرچشمه عشق است سخنهای تو اهلیهر کس که فرو رفت درین چشمه گهر یافت