شمارهٔ ۱۰۶۳
چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیمآهی کشیم و دل ز کدورت تهی کنیم
بر ما صفای خاک نشینی حرام بادگر نسبتش به مسند شاهنشهی کنیم
دل زین چمن بزخم تو چون سیب سرخروسترو زردی آن بود که هوای بهی کنیم
هرچند آگهند حریفان ز حال ماما هم نظر ز عالم کار آگهی کنیم
دزدیده آهوی تو نبینیم چون رقیبما شیر مشربیم چرا روبهی کنیم
ما از درت بکعبه چو مجنون نمی رویمدیوانه نیستیم که این گمرهی کنیم
اهلی نظر چو آینه بر غیر او خطاستهرچند ساده لوح کی این ابلهی کنیم