شمارهٔ ۱۰۴۳
چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتمتو دست دیگری گیری و من در اضطراب افتم
چو آیی با رقیبان روزها اندر لب جوییچنانم آتشی در دل فتد کز غم کباب افتم
خوشم با دوزخ هجران بهشتی رو از آن خوشترکه بینم با رقیبت یار و از تو در عذاب افتم
ندانم شهسوار من کجا با غیر خواهد شدهوس دارم که گردم سایه او را در رکاب افتم
چو اهلی خوابم از اندیشه او رفت و میسوزمبیا ساقی مگر آسوده یکدم از شراب افتم